Rated 5.0/5 based on 1 readers reviews
به مطلب امتیاز دهید :
( 5.0 امتیاز از 1 )
1397/04/11-12:41
ربه کا اثر دافنه دو موربه

در قسمتي از اين كتاب مي خوانيم: ديشب خواب ديدم كه به مندرلي برگشتم و در مقابل دروازه عمارت ايستاده ام ولي مثل اين كه من حق ورود به آنجا را نداشتم، زيرا نرده با قفل بسته شده بود. دربان را صدا كردم پاسخي نشنيدم وقتي از ميان ميله هاي زنگ زده نگاه كردم اتاق دربان خالي بود و هيچ صدايي از آنجا… «ربه‌كا» نام رمان مشهوري است كه به قل

این مطلب از سایت بوک دوست، مطلبی در مورد ربه کا اثر دافنه دو موربه ارائه شده است، همچنین می توانید برای مشاهده ی مطالب بیشتر هم موصوع این مطلب، موضوع شعر، ادبیات، داستان دنبال کنید.

به گزارش بوک دوست :

در قسمتي از اين كتاب مي خوانيم: ديشب خواب ديدم كه به مندرلي برگشتم و در مقابل دروازه عمارت ايستاده ام ولي مثل اين كه من حق ورود به آنجا را نداشتم، زيرا نرده با قفل بسته شده بود. دربان را صدا كردم پاسخي نشنيدم وقتي از ميان ميله هاي زنگ زده نگاه كردم اتاق دربان خالي بود و هيچ صدايي از آنجا…  «ربه‌كا» نام رمان مشهوري است كه به قلم بانوي انگليسي، دافنه دوموريه نوشته شده و محمد صادق سبط الشيخ  آن را به فارسي برگردانده است. اين رمان كه اولين بار در سال 1938 منتشر شد، يكي از داستان‌هاي مشهور عشقي جهان معاصر محسوب مي‌شود. كتاب به فاصله كوتاهي پس از انتشار، به بيشتر زبان‌هاي دنيا ترجمه شد و توانست به فروش خوبي دست يابد. آلفرد هيچكاك كارگردان سينما، در سال 1940 فيلمي بر اساس رمان «ربه‌كا» ساخت؛ اين فيلم كه برنده جايزه اسكار شد، بر شهرت دافنه دو‌موريه افزود. رمان «ربه‌كا» با درآميختن عشق، معما و خشونت، به داستاني جذاب و پركشش تبديل شده است؛ نوشته‌اي خوش‌خوان و پر از تعليق كه خواننده را با خود تا پايان كتاب همراه مي‌كند. داستان از زبان زن جوان نديمه‌اي روايت مي‌شود كه تا پايان داستان نام او را نمي‌فهميم. او با مردي ثروتمند آشنا مي‌شود و با او ازدواج مي‌كند. پس از مدتي، پي مي‌برد مرد جوان، همسر قبلي‌اش را در يك حادثه از دست داده، اما... رمان با اين جملات آغاز مي‌شود: «ديشب در عالم رويا ديدم كه بار ديگر به ماندرلي پاي نهاده‌ام. در نظرم چنين جلوه مي‌كرد كه در مقابل دروازه آهنين كاخ ايستاده‌ام و به طرف گذرگاه پُرپيچ و خم آن نگاه مي‌كنم. در بسته بود و انبوه شاخه‌هاي درختان راه را پنهان ساخته بود. چند دقيقه متحير ايستادم و به فكر فرو رفتم: چشمم به قفل بزرگ در و زنجير قطور آن افتاد كه با گذشتِ روزگار كاملاً زنگ زده بود. چند بار در عالم خواب دربان را صدا كردم و چون جوابي به گوشم نرسيد اطمينان پيدا كردم كه قصر متروك و خالي از سكنه است.» كتاب «ربه‌كا» را نشر سپهر ادب منتشر كرده است و توسط هافكو به فروش مي رسد .

مشخصات کتاب

جهت مشاهده كليه كتب ما , واژه هافكو را در ديجي كالا جستجو نمائيد